چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

نود و چهار

جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ق.ظ
94 آمد و من را یک قدم  و یا شاید چند قدم به خودم نزدیک تر کرد. 

زندگی معنوی
-امسال به مدیتیشن نزدیکتر شدم. فهمیدم که اگر بخواهم بیشتر در لحظه حال بمانم باید مدیتیشن را جدی تر بگیرم. فهمیدم که اگر مدیتیشن انجام دهم شادترم و بیشتر لبخند میزنم. فهمیدم که مدیدیشن غذای روح من است و به روحم قدرت می دهد و اینگونه می توانم کنترل ذهن و جسمم را بهتر در اختیار بگیرم.

-امسال سعی کردم بیشتر به قلبم توجه کنم و کارهایی را که دوست دارم انجام دهم. نه برای مادیات، نه برای منفعت، نه برای اینکه امکان دارد این کار در چشم دیگری، چه طور به نظر بیاید، بلکه کارها را فقط برای دل خودم انجام دادم. سعی کردم بیشتر تمرین کنم که خودم باشم و کارهایی را که دوست دارم انجام دهم.  دوست دارم، دلم می خواهد، و به دیگری هیچ ربطی ندارد، را تمرین کردم،...

- دکتر سروش برای من یک پدر معنوی است. با صدایش آرام می شوم، او مرا از آدم هایی که دنیایشان را دوست ندارم  جدا می کند. "قمار عاشقانه" اش راه زندگیم را تغییر داد. باختن را دوست دارم چون همیشه بازنده ها جذاب ترند.  امسال چند سخنرانی خیلی خوب از دکتر سروش گوش کردم. همچنین استاد ملکیان با سخنرانی های دقیق و بی نقصش چندین گره کور در شخصیت من را باز کرد. سخنرانی "مقایسه خود با دیگری" را امسال گوش کردم و چقدر با خودم آشناتر شدم.

- خدا را شکر، در خانواده ای بزرگ شدم که از نظر عقاید دینی و مذهبی کاملا آزاد بودم. در دوران کارشناسی (و در اوج سکولار بودن) به واسطه استاد درس اندیشه مان با ایدئولوژی آشنا شدم. دیندار بودن را خودم انتخاب کرده ام. در طول این چند سال کم کم با نماز خواندن آشنا شده ام. برای من نماز خواندن یک مدیتیشن واقعی است. سبک میشوم و آرامم می کند. برای خودم هیچ اجباری در نماز خواندن قائل نیستم. امسال فهمیدم که نماز خواندن برایم فرصتی است که بتوانم تلاش کنم که حتی برای چند لحظه از دنیای مادی جدا شوم.

- یکی از مهمترین اتفاقاتی که امسال در زندگی معنوی من رخ داد خواندن کتاب "چگونه خدا را بشناسیم" نوشته دیپاک چوپرا بود. دوست دارم در مورد این کتاب در پست های جداگانه ای  بنویسم. کلا شخصیت دیپاک چوپرا به عنوان یکی از اساتید معنوی جهان امسال یکی از کشفیاتم بود.

زندگی اجتماعی
- امسال روابطم با دیگران را خیلی زیاد محدود کردم. از میان دوستانم بهترین ها را گلچین کردم، سعی کردم روابطم را با آنها عمیق تر کنم. 

- شبکه های اجتماعی را یکی پس از دیگری کنار گذاشتم. با فیسبوک شروع کردم و با فواصل چند ماه از یکدیگر تلگرام و در آخر اینستاگرام را کنار گذاشتم. کلا از قضاوت کردن و لایک کردن یا نکردن خوشم نمی آید. 

- همچنین امسال مدیریت انجمن علمی مان را به عهده گرفته بودم که به لطف خدا (و با شانس البته) انجمن برتر و  دبیر برتر شناخته شدم. 

پیشرفت های غیردرسی
-برای خودم در نظر داشتم که حتما سعی کنم روزی نیم ساعت  زبان انگلیسی بخوانم و کار کنم. تا 50 درصد از خودم رضایت دارم و کتاب هایی که قرار بود را تقریبا به نصف رسانده ام.

-در کارگاه آموزشی طراحی وب هم شرکت کردم که برام شروع فوق العاده ای بود. 

استقلال مالی
- زندگی اخلاقی بدون داشتن استقلال مالی امکان پذیر نیست. دریافت همان هزینه خیلی کم حق التدریس خیلی برایم شیرین بود. متوجه شدم که پول آزادی عمل بسیاری به آدم می دهد. اما دوست دارم همیشه به همان اصل "داشتن حدی از بهره وری" مالی پایبند باشم. حاضر نیستم به خاطر دستیابی به پول هرکاری را انجام دهم. ترجیح میدهم خوشبخت باشم تا پولدار

کتاب هایی که امسال خواندم

·         جاودانگی- میلان کوندرا (فروردین94)

·         جایی دیگر- گلی ترقی (خرداد 94)

·         زندگی جای دیگریست- میلان کوندرا (مهر 94)

·         گفتوگو با کافکا- گوستاو یانوش (آبان94)

·         جشن بی معنایی- میلان کوندرا (آبان 94)

·         فلسفه ای برای زندگی- ویلیام اروین (آبان 94)

·         عشق های خنده دار- میلان کوندرا (آبان 94)

 فیلم هایی که امسال دیدم  
  • The fault into our stars (فروردین 94)
  • ده فرمان- کیشلوفسکی  
  • Wild (اردیبهشت 94)
  • Patch adams  (اردیبهشت 94)
  • Wiplash  (اردیبهشت 94)
  • پیش از طلوع- لینکلیتر (خرداد 94) 
  • فارست گامپ (خرداد94)
  • زندگی زیباست  (خرداد 94)
  • طعم گیلاس- عباس کیارستمی (تیر 94)
  • در حال و هوای عشق- وونگ کاروای (مرداد 94)
  • اروس- وونگ کاروای (مرداد 94)
  • ویل هانتینگ خوب (شهریور 94)
  • راننده تاکسی- اسکورسیزی(شهریور 94)
  • کمپ X-Ray (مهر 94)
  • detachment (مهر94)
  • شیرین (آبان 94)
  • فرکانس ها (آبان 94)
  • جامه دران (آذر 94) 
  • ۹۴/۱۲/۲۸
  • امیرحا فظ

زندگی

نظرات (۲)

  • مهدیار دلکش
  • نوشتنت و بودنت از اتفاقای خوب و خیلی خوبه
    پاسخ:
    مهدیار عزیزم، منم ازت ممنونم که هستی. 
    من تا به حال تو زندگیم کسی رو ندیده بودم که پس از هجده سالگی یاد بگیره و شروع کنه به نماز خوندن... یا از اول می خوندن یا تا آخر نمی خونن. از این جهت شما آدم تازه و جالبی هستید
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی