چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

عاشق، جهان را آن گونه که ‏می‌پسندد، باز تعریف می‌کند.‏

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عباس کیارستمی» ثبت شده است


می‌گویند تماشاگران در جشنواره فیلم ونیز "شیرین" را هو کرده‌اند. خود کیارستمی اما گفته بود که این فیلمش را بیشتر از بقیه دوست دارد و فیلمی است که هیچوقت از دوباره دیدن آن خسته نمی‌شود. به نظر من شیرین اصلا فیلم یک بار دیدن نیست. من چند بار این فیلم را دیده‌ام، فکر می‌کنم این فیلم با وجود اینکه 113 بازیگر زن دارد، یک فیلم کاملا مردانه است و کیارستمی آن‌را بیشتر برای تماشاگر مرد ساخته است تا زن.

زیادند مردانی که حوصله‌شان از دیدن این فیلم سر می‌رود. اما به نظرم این فیلم یکی از هوشمندانه‌ترین فیلم‌ها در کارنامه کیارستمی است. اولین نکته‌ و پیامی که کیارستمی با این فیلم به من القا کرد این بود که مردها نمی‌خواهند و نمی‌توانند زن‌ها را به تماشا بنشینند. در دنیای قدیم را نمی‌دانم، اما در دنیای این روزها و در ذهن مردان (مخصوصا در جامعه ما) به زن بیشتر به عنوان یک کالا یا وسیله نگاه می‌شود تا یک وجود انسانی.

کیارستمی خوب می‌داند که در درون هر زن تمایلی شدید وجود دارد به دیده شدن. نه تنها دیده شدن بلکه مور احترام و ستایش واقع شدن. او می‌خواهد به تماشاگر بگوید که در پشت این ظاهر برای یک زن، دنیایی دیگر از احساسات نهفته است و توجه ما را به آن جلب می‌کند. او می‌داند که هر زن مجموعه‌ی پیچیده‌ای‌ست از داستان‌ها، امیدها و رویاها که خیلی از مردها هیچگاه نمی‌خواهند و نمی‌توانند متوجه آن شوند.

*.عکس مربوط است به پشت‌صحنه فیلم شیرین (طعم شیرین)- ساخته مرحوم حمیده رضوی.

  • امیرحا فظ

*. چند سال پیش برای شرکت در سخنرانی مصطفی ملکیان به دانشگاه اصفهان رفته بودم. جایی در میان پرسش و پاسخ ها مصطفی ملکیان گفت (نقل به مضمون): من هر روز صبح عادت دارم که به حمام بروم. مویی هم دیگه به سرم نیست، ولی همین چهار تا شوید رو شونه بزنم! لباس آراسته بپوشم. چرا؟! چون دنیا باید با وجود من به جای زیباتری تبدیل بشه. نه اینکه من هم با ژولیدگی ام به زشتی های دنیا اضافه کنم.

**.  دیشب مصاحبه ای با احمد کیارستمی را می خواندم، گفته بود: "پدرم به شدت به نحوه لباس پوشیدن و آراستگیش دقت میکرد. یادم می آید وقتی بعد از ماه ها دیدمش و ریشم را اصلاح نکرده بودم، اولین جمله اش این بود که چرا اصلاح نکرده ای. کافی بود لباسم چروک باشد تا متلکی در این باره بشنوم."

***.

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد/ من و ساقی به هم تازیم و بنیادش بر اندازیم  "حافظ"

اگرچه عقل فسون پیشه لشکری انگیخت/ تو دل گرفته نباشی که عشق تنها نیست "اقبال لاهوری"

****. فکر میکنم که اگر سعی کنیم تم لبخند روی لب هامون باشه، میتونیم دنیای خیلی زیباتری رو تجربه کنیم.

*****.

عکس و آهنگ: Amelie- Yann Tiersen

 

  • ۱ نظر
  • ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۲۸
  • امیرحا فظ

یادم نیست کجا از کیارستمی خوانده یا شنیده بودم که گفته بود، فیلمهایی که تماشاگر را سر جایش میخکوب میکند، اشکش را در می آورد و یا با احساساتش بازی میکند را دوست ندارد. به نظر کیارستمی فیلم باید تا جایی که میتواند به واقعیت زندگی افراد نزدیک باشد تا تاثیرگذار واقع شود.

به نظرم همه ی فیلم های کیارستمی تلاشی است برای اینکه نحوه ی دیگری از نگاه به واقعیت ارائه شود. منظور کیارستمی اینست که واقعیت (یعنی نگاهی که اکثر ما به چیزها داریم) هم واقعیت ندارد. واقعیت چیزی به جز نحوه نگاه ما به زندگی نیست و به طور تمام و کمال ساخته ذهن ماست. واقعیت چیزیست در شمار همه ی آنهایی که می توانیم تغییرشان دهیم.

واقعیت اینست که میتوان در زیر درختان زیتون، درست همان جایی که زلزله آمده به دنبال عشق دوید و به داستان عشق حسین به طاهره گوش سپرد. می توان آدم هایی را دید که آدرسی ندارند و از صدای ماشین بدشان می آید و آدرسشان را پشت درخت اعلام میکنند.

میتوان به واژه پلاستیک به طرز خنده آوری گفت "پالاستیک" تا واقعیت دردناک نداشتن سرپناه برای یک تازه عروس و داماد تحت الشعاع قرار بگیرد.

و میتوان حسین را ده بار به آن بالا فرستاد و تیم فیلم برداری و همه بیننده های فیلم را سر کار گذاشت، تا او فرصتی پیدا کند و از عشقش به طاهره بگوید تا بلکه بتواند دل او را نرم کند.

بشنوید- موسیقی متن فیلم زیر درختان زیتون- دومینیکو چیماروزا


  • ۰ نظر
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۱
  • امیرحا فظ

دفتر عشق اما، برای همیشه باز است،...

*عکس: خانه دوست کجاست- عباس کیارستمی

  • امیرحا فظ