چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

هر اظهار نظری درباره‌ی عشق،
آن را به تباهی می‌کشاند.
لِف تالستوی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موسیقی» ثبت شده است

یکی دیگه از پادکست های برنامه چمدان که خیلی دوستش داشتم و دارم. صدای زیبای تبسم سیمون مجلسی و سرنخهایی از زندگی ژان پل سارتر.
از ژان پل سارتر آموختم مسئول زندگی خودم باشم-دانلود
موزیک متن
-دانلود
  • امیرحا فظ

*.ابلهانه است اگر بخواهیم این دنیا را جدی بگیریم.

**.تنها کاری که از دستمان برمی آید همین است که در قابلمه را برداریم و از شنیدن صدای قُل قُلِ آبگوشت لذت ببریم.

***. موسیقی فیلم علفزار گریان- ساخته النی کاریندرو

  • امیرحا فظ

یادم نیست کجا از کیارستمی خوانده یا شنیده بودم که گفته بود، فیلمهایی که تماشاگر را سر جایش میخکوب میکند، اشکش را در می آورد و یا با احساساتش بازی میکند را دوست ندارد. به نظر کیارستمی فیلم باید تا جایی که میتواند به واقعیت زندگی افراد نزدیک باشد تا تاثیرگذار واقع شود.

به نظرم همه ی فیلم های کیارستمی تلاشی است برای اینکه نحوه ی دیگری از نگاه به واقعیت ارائه شود. منظور کیارستمی اینست که واقعیت (یعنی نگاهی که اکثر ما به چیزها داریم) هم واقعیت ندارد. واقعیت چیزی به جز نحوه نگاه ما به زندگی نیست و به طور تمام و کمال ساخته ذهن ماست. واقعیت چیزیست در شمار همه ی آنهایی که می توانیم تغییرشان دهیم.

واقعیت اینست که میتوان در زیر درختان زیتون، درست همان جایی که زلزله آمده به دنبال عشق دوید و به داستان عشق حسین به طاهره گوش سپرد. می توان آدم هایی را دید که آدرسی ندارند و از صدای ماشین بدشان می آید و آدرسشان را پشت درخت اعلام میکنند.

میتوان به واژه پلاستیک به طرز خنده آوری گفت "پالاستیک" تا واقعیت دردناک نداشتن سرپناه برای یک تازه عروس و داماد تحت الشعاع قرار بگیرد.

و میتوان حسین را ده بار به آن بالا فرستاد و تیم فیلم برداری و همه بیننده های فیلم را سر کار گذاشت، تا او فرصتی پیدا کند و از عشقش به طاهره بگوید تا بلکه بتواند دل او را نرم کند.

بشنوید- موسیقی متن فیلم زیر درختان زیتون- دومینیکو چیماروزا


  • ۰ نظر
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۱
  • امیرحا فظ

علت عاشق ز علتها جداست/ عشق٬اسطرلاب اسرار خداست

عشق آن باشد که حیرانت کند/ بی نیاز از کفر و ایمانت کند،...  

"مولوی" جان


شهرام ناظری _ ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس


  • امیرحا فظ

استاد پرسیده بود که اگر خودکارتان فقط به اندازه نوشتن یک کلمه جوهر داشت، چه می نوشتید؟

و من نوشته بودم "شجریان"

بشنوید رادیو هفدانگ

  • امیرحا فظ