چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

به حال هیچ کس
غبطه نمیخورم
وقتی باد را
در سپیدار
به تماشا ایستاده ام.
عباس کیارستمی

۱۸ مطلب با موضوع «فیلم نوشته ها» ثبت شده است

یک بار به دنیا می‌آییم. یک بار فرصت داریم که بچه‌گی کنیم، نوجوان باشیم، جوانی کنیم... و خلاصه‌اش اینکه یک بار فرصت داریم که از زندگی‌مان لذت ببریم.

*. بااستعداد، Marc Webb، سینمای آمریکا، 2017.

  • امیرحا فظ

سروش دباغ در یکی از سخنرانی‌هایش به این فیلم اشاره کرده بود.  دوستش داشتم.

*. دورافتاده، Robert Zemeckis، سینمای آمریکا، 2000.

  • امیرحا فظ

یادم می‌آید در یکی از پادکست‌هایی که منسوب به استاد ملکیان بود، خلاصه تاریخ اینگونه بیان شده بود که آدم‌ها می‌‌‌‌‌‌‌‌آیند، رنج می‌کشند و می‌روند. حالا با دیدن این فیلم، من فکر میکنم، آدم‌هایی هم هستند که می‌آیند، عشق می‌ورزند و میروند. آدم‌هایی که تعریفشان درباره‌ی موفقیت را از بیرون نمی‌گیرند بلکه به سعادت فکر می‌کنند و به دنیای درونشان خیره می‌شوند تا راه مرحمت را در پیش بگیرند. تا آسان از کنار دیگری عبور نکنند و جواب معادلات پیچیده‌ی این دنیا را از راه‌های مشکل‌تر اما زیبا و دلپذیرتری بدست آورند.

"داستان ماری" فیلمی خوش‌ساخت، زیبا و تکان‌دهنده‌ (و برای من سنگین) است در مورد زندگی، نور، عشق، محبت و مرگ.

*. تشکر از مهدیار عزیزم بابت معرفی این فیلم.

**.داستان ماری (Marie's Story)ٰ، Jean-Pierre Améris، سینمای فرانسه، 2014.

  • ۳ نظر
  • ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۱۳
  • امیرحا فظ

سال‌ها قبل راهب یک صومعه که اسمش پام‌وه بود، درخت خشکیده‌ای را بر فراز کوهی استوار کرد. او از یکی از شاگردان جدیدش به نام یوآن کولوف خواست که هر روز این درخت را آبیاری کند. یوآن سال‌های سال هر روز صبح، وقت سحر، سطلی را پر از آب می‌کرد و با خود به کوه می‌برد و به درخت خشکیده آب می‌داد. غروب بود که به آن‌جا می‌رسید و بعد در تاریکی مطلق به دیر برمی‌گشت و به این ترتیب سه سال گذشت. در روزی دل‌انگیز وقتی یوآن از کوه بالا می‌رفت، متوجه شد که تمام شاخه‌های درخت شکوفه کرده است.

*:ایثار (The Sacrifice)ٰ، آندری تاکوفسکی، سینمای روسیه، 1986.

  • ۲ نظر
  • ۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۰
  • امیرحا فظ

می‌گویند تماشاگران در جشنواره فیلم ونیز "شیرین" را هو کرده‌اند. خود کیارستمی اما گفته بود که این فیلمش را بیشتر از بقیه دوست دارد و فیلمی است که هیچوقت از دوباره دیدن آن خسته نمی‌شود. به نظر من شیرین اصلا فیلم یک بار دیدن نیست. من چند بار این فیلم را دیده‌ام، فکر می‌کنم این فیلم با وجود اینکه 113 بازیگر زن دارد، یک فیلم کاملا مردانه است و کیارستمی آن‌را بیشتر برای تماشاگر مرد ساخته است تا زن.

زیادند مردانی که حوصله‌شان از دیدن این فیلم سر می‌رود. اما به نظرم این فیلم یکی از هوشمندانه‌ترین فیلم‌ها در کارنامه کیارستمی است. اولین نکته‌ و پیامی که کیارستمی با این فیلم به من القا کرد این بود که مردها نمی‌خواهند و نمی‌توانند زن‌ها را به تماشا بنشینند. در دنیای قدیم را نمی‌دانم، اما در دنیای این روزها و در ذهن مردان (مخصوصا در جامعه ما) به زن بیشتر به عنوان یک کالا یا وسیله نگاه می‌شود تا یک وجود انسانی.

کیارستمی خوب می‌داند که در درون هر زن تمایلی شدید وجود دارد به دیده شدن. نه تنها دیده شدن بلکه مور احترام و ستایش واقع شدن. او می‌خواهد به تماشاگر بگوید که در پشت این ظاهر برای یک زن، دنیایی دیگر از احساسات نهفته است و توجه ما را به آن جلب می‌کند. او می‌داند که هر زن مجموعه‌ی پیچیده‌ای‌ست از داستان‌ها، امیدها و رویاها که خیلی از مردها هیچگاه نمی‌خواهند و نمی‌توانند متوجه آن شوند.

*.عکس مربوط است به پشت‌صحنه فیلم شیرین (طعم شیرین)- ساخته مرحوم حمیده رضوی.

  • امیرحا فظ

*.دو هفته پیش که رفته بودیم کوه، بعد از نزدیک به چهار ساعت راه رفتن در حالیکه فقط 5 دقیقه با قله فاصله داشتیم، مدیر گروه دستور داد که به علت وزش باد بالاتر نرویم. خیلی ها عصبانی شدند و شاکی بودند، اما من فقط لبخند میزدم.

**.این کلیپ رو مدت­ها پیش دیده بودم. خیلی من رو تحت تاثیر قرار داده بود. امیدوارم شما هم از دیدنش لذت ببرید. توی این کلیپ صحنه‌هایی از فیلم درخشان "درخت زندگی" هست و همزمان با آن سخنرانی آلن واتس پخش میشه. آلن واتس سعی میکنه که نحوه دیگری از زندگی رو خلاف آن چیزی که در مدرسه یا محیط اطراف به ما نشان داده شده، گوشزد کند. به نظرم این کلیپ کاملا با مفهوم کلی فیلم درخت زندگی سازگار و منطبق هست. برای خودم امیدوارم که بتوانم چنین نگاهی به زندگی داشته باشم.

***.ترجمه (خیلی غیرحرفه­‌ای! ) این کلیپ رو هم تقدیم می­کنم به صدیق عزیز که نور دله و کیمیای سعادت.

  • ۴ نظر
  • ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۶
  • امیرحا فظ

هم اتاقیم توی فیس بوکش عکس شخصی رو به من نشون میده که یک زمانی جمعه ها با هم توی آزمون قلمچی شرکت میکردند. در موردش میگه که تستهای ریاضی و فیزیک رو فقط با نگاه حل میکرد، همیشه هم نیم ساعت زودتر از سر آزمون بلند میشد و رتبه اش یک رقمی بود. بعد از قبولیش در دانشگاه شیراز از اونجا انصراف میده و برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میره. هم اتاقیم میگه، من همیشه بهش حسودیم میشه که چقدر یک آدم میتونه پولدار و با استعداد و باهوش باشه. من در جواب بهش گفتم که خوب به خودت نگاه کن، مطمئنم تو هم یه چیزایی داری که اون نداره.

اصولا مقایسه خود با دیگری، مخصوصا شخص دیگری  که فقط از طریق دنیای مجازی بهش دسترسی داریم کار اشتباهیه. بعد هم اینکه خدا، هستی یا هر چی که اسمش رو بذاریم حتما یک دلیلی برای وجود ما داشته، که ما رو به وجود آورده، اینکه شخصی در فلان آزمون، فلان رشته، فلان دانشگاه، فلان جایگاه، آدم موفق تری به نظر میرسه دلیل بر این نیست که این آدم شخصیت والاتری نسبت به دیگران داشته باشه. به نظرم اینها همه ظواهر دنیایی هستند، اینها کفهایی هستند که روی آب دریا را پوشانده اند. به قول مولوی جان:

کف دریاست صورت های عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی،...

*. عکس: فیلم سینمایی Hugo

  • امیرحا فظ
در چه زمانی زندگی میکنیم؟ گذشته یا حال؟ یا به طور یکسانی در هر دو؟
 اصلا زمان چه تعریفی دارد؟  این ثانیه ها را چه کسی اختراع کرده است؟
بین هر دو عدد، بینهایت عدد وجود دارد و بین هر دو روز بینهایت زمان.
سوال اصلی اینجاست که آیا جادویی وجود دارد که ما را به درک عمیق این مفهوم و تجربه آن نزدیک کند؟

*:ابدیت و یک روز (Eternity and a day)ٰ، تئو آنجلوپولوس، سینمای یونان، 1998.


  • امیرحا فظ