چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

۴۰ مطلب با موضوع «از زندگی» ثبت شده است

یک زمانی از این مانیفست زیراکس طولی گرفته بودم و بزرگترین چیزی بود که به دیوار اتاقم نصبش کرده بودم. خودم نمیدانستم اسمش را، ولی آن زمان ها ایده آلیست بودم انگار و گذشت زمان من را واقع گرا کرد. البته هنوز بعضی مواردش را دوست دارم.

  • امیرحا فظ

یکی از چیزایی که از مهدیار عزیز یاد گرفتم این بود که سعی کنم تقویمی نباشم. یعنی برای اینکه فلان کار رو انجام بدم منتظر این نباشم که تقویم به من دستور بده. مثلا برای اینکه بخوام تغییری توی خودم انجام بدم تا شنبه هفته آینده صبر نکنم. برای اینکه به مادرم بگم که دوسش دارم منتظر روز مادر نمونم. یا برای اینکه به دوستی بگم که به یادشم و برام عزیزه تا عید صبر نکنم تا بخوام یه پیامک براش بفرستم. به نظرم آدمها به این قضیه عادت کرده اند و صبر میکنند تا فلان روز خاص برسه تا فلان عمل خاص (بخوانید مراسم) رو به جا بیارند. در حالت قبل انگار آدما سعی میکنن تا موقعش برسه، بعد یه دفعه بووم! البته شادی حاصل از انجام کار هم زیاد مهمون آدم نیست. ولی توی این حالت جدید که آدم منتظر تقویم نیست که بهش بگه چه کار کنه، انگار شادیهای کوچیک ذره ذره میان و خودشون رو بین لحظه های زندگی جا میدن. اینطوری شاید حسرت انجام خیلی از کارها هم به دل آدم نمیمونه!

  • امیرحا فظ
یکی دیگه از پادکست های برنامه چمدان که خیلی دوستش داشتم و دارم. صدای زیبای تبسم سیمون مجلسی و سرنخهایی از زندگی ژان پل سارتر.
از ژان پل سارتر آموختم مسئول زندگی خودم باشم-دانلود
موزیک متن
-دانلود
  • امیرحا فظ

اینکه ما نمیتونیم درک کنیم به چه دلیل اومدیم توی این دنیا و داریم زندگی میکنیم، اصلا به این معنی نیست که اومدن ما دلیلی نداشته باشه. منظورم این هم نیست که اومدن ما به این دنیا حتما باید دلیلی داشته باشه. نمیفهمم، چرا همیشه یِ خدا ما داریم دنبال دلیل میگردیم، اصلا نمیشه دلیل ها رو دور بیندازیم تا فرصت کنیم یکم از زندگیمون لذت ببریم؟!!

  • امیرحا فظ

در صفحه اول وبلاگش نوشته که زندگی شاد و فعالی دارد و با ام اس نیز احساس خوشبختی میکند.


  • امیرحا فظ
بسیار برایم پیش می آید که ناخودآگاه تحت تاثیر حرف های دیگری قرار میگیرم. (هر چقدر هم آدم بخواهد خودش را با دیگری مقایسه نکند، نمیشود. آدم حداکثر میتواند خودش را تغییر دهد. تغییر دیگران حداقل از عهده من یکی خارج است.) دیگران می آیند و ناخودآگاه و در اکثر موارد ناخواسته به ما اضطراب و استرس وارد میکنند.
نقل قولی است از سنت آگوستین که میگوید: "این گناه است که شخصی را بر پایه شغل او قضاوت کنیم." من فکر میکنم که میشود از این حرف حتی اینطور استنباط کرد که به هیچ عنوان کار درستی نیست که خودمان را با دیگری (حتی بغل دستیمان) مقایسه کنیم.


  • امیرحا فظ

هم اتاقیم توی فیس بوکش عکس شخصی رو به من نشون میده که یک زمانی جمعه ها با هم توی آزمون قلمچی شرکت میکردند. در موردش میگه که تستهای ریاضی و فیزیک رو فقط با نگاه حل میکرد، همیشه هم نیم ساعت زودتر از سر آزمون بلند میشد و رتبه اش یک رقمی بود. بعد از قبولیش در دانشگاه شیراز از اونجا انصراف میده و برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میره. هم اتاقیم میگه، من همیشه بهش حسودیم میشه که چقدر یک آدم میتونه پولدار و با استعداد و باهوش باشه. من در جواب بهش گفتم که خوب به خودت نگاه کن، مطمئنم تو هم یه چیزایی داری که اون نداره.

اصولا مقایسه خود با دیگری، مخصوصا شخص دیگری  که فقط از طریق دنیای مجازی بهش دسترسی داریم کار اشتباهیه. بعد هم اینکه خدا، هستی یا هر چی که اسمش رو بذاریم حتما یک دلیلی برای وجود ما داشته، که ما رو به وجود آورده، اینکه شخصی در فلان آزمون، فلان رشته، فلان دانشگاه، فلان جایگاه، آدم موفق تری به نظر میرسه دلیل بر این نیست که این آدم شخصیت والاتری نسبت به دیگران داشته باشه. به نظرم اینها همه ظواهر دنیایی هستند، اینها کفهایی هستند که روی آب دریا را پوشانده اند. به قول مولوی جان:

کف دریاست صورت های عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی،...

*. عکس: فیلم سینمایی Hugo

  • امیرحا فظ

مامان میگه: وقتی شماها میشینید پای سفره و غذا میخورید، من از غذا خوردن شماها لذت میبرم.

  • امیرحا فظ