چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

بهش گفتم تو کی رو میشناسی تو این دنیا که غم نداشته باشه، غصه نخوره؟

گفت: تو!

چشمام رو بازِ باز کردم، با حالت تعجب بهش گفتم: مطمئنی؟

گفت: آره.

لبخند زدیم به هم.

(پیش خودم سوال بود، که یعنی واقعا در مورد من اینطوری فکر میکرد؟)


*. بابا لنگ دراز عزیزم!

من رمز واقعی خوشبختی را کشف کردم

و اون اینکه باید تو زمان حال زندگی کرد.

و اصلا  افسوس گذشته رو نخورد.

مهم اینه که آدم بتونه با چیز های کوچیک خیلی خوش باشه.

جین وبستر

  • امیرحا فظ
در چه زمانی زندگی میکنیم؟ گذشته یا حال؟ یا به طور یکسانی در هر دو؟
 اصلا زمان چه تعریفی دارد؟  این ثانیه ها را چه کسی اختراع کرده است؟
بین هر دو عدد، بینهایت عدد وجود دارد و بین هر دو روز بینهایت زمان.
سوال اصلی اینجاست که آیا جادویی وجود دارد که ما را به درک عمیق این مفهوم و تجربه آن نزدیک کند؟

*:ابدیت و یک روز (Eternity and a day)ٰ، تئو آنجلوپولوس، سینمای یونان، 1998.


  • امیرحا فظ
یکی از پیش قضاوت هایی که در فرهنگ ما خیلی رایج هست و به وفور انجام میشه (البته من نمیدونم که در فرهنگ های دیگر هم وجود داره یا نه)، اینه که اگه شخصی وجود داشته باشه که کمتر صحبت کنه، فکر میکنیم که اون فرد یک آدم افسرده و غمگین هست. میخواستم بگم که میشه باور کنیم که اگه شخصی حرف نمیزنه این دلیل نمیشه که آدم شاد و خوشحالی نباشه. نمونه اش خود من :)
*.البته که داشتن شادی و داشتن غم به یک اندازه برای من ارزشمند هستند.
**. البته که آدم باید سعی کنه تا آنجایی که امکان داره برای ارزش داوری های دیگران نسبت به خودش، ارزشی قائل نباشه.
  • امیرحا فظ

دو سال پیش در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر از رضا کیانیان تجلیل شد. در این مراسم، او حرف هایی زد که برای من خیلی جالب و شنیدنی بود. او  از شانس و بخت خوبش در زندگی گفت. او فهمیده بود که زندگی ما آدم ها خیلی بیشتر از اونی که فکرش رو میکنیم به شانس بستگی داره.

 بعضی جاها بوده که با اینکه خیلی تلاش کرده ام، نتیجه ای برایم حاصل نشده، و در عوض جاهای زیادی هم بوده که بدون ذره ای تلاش، چیزهایی نصیبم شده که خودم را مستحق داشتنش نمیدانسته ام. حالا رسیده ام به اینکه، درست نیست اینکه بخواهیم زندگی را جدی بگیریم. اینکه خودمان را مسئول همه چیز بدانیم و بخواهیم به خودمان زیادی سخت بگیریم.

باید اعتراف کنم که من هم مثل رضا کیانیان در همیشه ی زندگی ام، خودم را آدم خوش شانسی میدیده ام. خلق و خویی که دارم، پدر و مادری که دارم، خانواده ای که در آن متولد شده ام. دوستانی که در مسیر زندگی ام قرار گرفته اند. مدیر بسیار خوب دبیرستانمان، استاد درس فیزیک 1 در دانشگاه، همه و همه، چیزهایی هستند که می توانستند نباشند. ولی خدا را شکر که بودند و در بودن من به بودنشان ادامه میدهند.

*. ویدیوی تجلیل و بزرگداشت رضا کیانیان

  • امیرحا فظ

 زن خیلی آرام به فکر فرو میرود، لبخند میزند، به اطراف نگاه میکند، دوباره لبخند میزند و لبش را گاز میگیرد، اشک میریزد و لبخند میزند،...

*: آینه (The Mirror)ٰ، آندری تاکوفسکی، سینمای روسیه، 1975.

  • امیرحا فظ

توی صف سلف پشت سرم بود. نمی شناختمش.

سلام کرد و پرسید: ادامه تحصیل توی ایران فایده ای هم داره؟

بهش گفتم بستگی به این داره که چجوری به زندگی نگاه کنی.

لبخند زد، گفت: جوابت برایم قانع کننده بود!

واجب شد عکسی که همیشه توی کیف پولم دارم رو نشونش بدم، بهش گفتم به نظرت این شکل چیه؟

اول خندید، بعد نگاهم کرد و گفت: فیل توی شکم مار بوآ؟! :)

*.عنوان و عکس: شازده کوچولو- ترجمه محمد قاضی.

  • امیرحا فظ

"آنکس که با شور باخته است، به اندازه ی کسی که شورش را باخته است، نباخته است،..."

کی یر کگارد

خودم نوشت:

شکست های همراه با اقتدار را به پیروزی های حقیرانه ترجیح میدهم،...

  • امیرحا فظ

*. برایم نوشت:

I really understand your situation but you need to read more and more and put more efforts on it

**. مولوی نوشت:

دوست دارد یار این آشفتگی        کوشش بیهوده به از خفتگی

اندرین ره می‌تراش و می‌خراش        تا دم آخر دمی فارغ مباش

  • امیرحا فظ