چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

هر اظهار نظری درباره‌ی عشق،
آن را به تباهی می‌کشاند.
لِف تالستوی

فقط کمی برای خودم

جمعه, ۱۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۲ ق.ظ

همانگونه که انتظار میرفت به خلوت خود نزدیک تر شده ام.

هیچ چیز مرا با دنیای جنب و جوش های هنری محیط پیوند نمی دهد.

انگار در بیرون چیزی نمی گذرد. نشستن و برای دل خود کار کردن بیشتر پسند خاطر من است. از روزی که آمده ام تا کنون کاری نپرداخته ام. اما شتابی نیست. دیر یا زود فرصت کار فراهم خواهد آمد.

گرمای نیمروز مرا از نوشتن باز می دارد،...

سهراب سپهری- هنوز در سفرم


پی نوشت:

- دو تا دنیا رو دارم به خوبی احساس میکنم. دنیای درونم و دنیای بیرونم. قبلترها هم تمایز این دو را تشخیص میدادم، اما نه به این وضوح. نه با این کیفیت! انگار روزها و شب های تنها بودن در خوابگاه مرا به خلوت خودم نزدیک تر کرده باشند. قبلترها، دنیای بیرونم بر دنیای درونم غلبه داشت و حکمرانی می کرد. به خاطر خواسته های بیرونی ام که اصلا معلوم نبود از کجا می آیند و من چرا این خواسته ها را دارم، کلا به دنیای درونم توجهی نمی کردم. از نظر فکری، یکی بودم مثل سایر اطرافیانم. خودم را با دیگران مقایسه می کردم و در رقابت می دیدم. میگفتم ببین فلانی چه چیزهایی دارد و تو نداری و ناراحت میشدم. به همین راحتی. به داشتن فکر میکردم و از بودن غافل بودم.


- در دنیای بیرون چیزی نمی گذرد. چه لذتی دارد نشستن و برای دل خود کار کردن. چه لذتی دارد کارهایت را تمام و کمال آن جور که خودت دوست داری انجام دهی و برایت مهم نباشد که دیگران در موردت چه فکر می کنند. در این دنیای بیرون، در این جشن بی معنایی، هر کس از دیدگاه خودش، از دیدگاهی که آن فرد خودش هم نمیداند آن را از کجا پیدا کرده، تو را قضاوت می کند. در دنیای بیرون باید بنشینی و به همه این چیزها لبخند بزنی. در دنیای بیرون باید زندگی را برای خودت به یک تفریح تبدیل کنی و خودت را سرگرم نگه داری. اما باید یادت بماند که تو یک انسان هستی و انسان یک موجود اجتماعی است. درست است که به قول سهراب در میانه نفس کشیدن دشوار است، تو نباید کناره بگیری. باید به بهترین نحوی که می توانی تلاشت را به کار گیری و این دنیای بیرونی را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنی.


- نپرسیم و با خود بمانیم و درون خویش را آب پاشی کنیم و در آسمان خود بتابیم و خویشتن را پهنا دهیم (سهراب). خوشبختی چیزیست که از درون سرچشمه می گیرد. برای من، به دنبال خوشبختی رفتن در دنیای بیرون چیزیست که دیگر معنای خودش را از دست داده. به دنبال خوشبختی رفتن در دنیای درون همان چیزیست که ما را به کودکی مان نزدیکتر می کند. فکر میکنم، به اینکه در دنیای درون باید خودم را بپذیرم و دوست بدارم. باید هنر عشق ورزیدن را یاد بگیرم. و باید بدانم که آرامش دنیای درونم را از این طریق تا حد زیادی در اختیار دارم. 


  • ۹۴/۰۹/۱۳
  • امیرحا فظ

زندگی

سهراب

نظرات (۴)

 خوشبختی چیزیست که از درون سرچشمه می گیرد.👍
  • مهدیار دلکش
  • از درون که حسش کنیم، همه ی بیرون، خوشبختی میشه.
    ممنون بابت این پست
  • سپیده متولی
  •  

    به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد

    اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد

     

    پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر

    مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

     

    عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار

    که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

     

    به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم 

    خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

     

    دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم

    بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد


    "سجّاد سامانی"



    اینجور که بیرون تقریبا حقیقی نیست...

    ممنونم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی