چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

...،در ره دل، چه لطیف است سفر

چیز دیگر

به حال هیچ کس
غبطه نمیخورم
وقتی باد را
در سپیدار
به تماشا ایستاده ام.
عباس کیارستمی

نامه ای به فرزندم

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۳۱ ق.ظ

از طرف مریم دعوت شده ام به نوشتن چیزهایی که دوست دارم درباره آینده فرزندم به او ب­گویم. راستش من شخصا فرزندآوری را یک امر غیراخلاقی می­دانم. این نوشته را در حالی می نویسم که حتی تصور داشتن فرزند برایم سخت و دردناک است.

فرزند عزیزم، من می خواهم در ابتدا از تو عذرخواهی کنم به خاطر آوردنت به این دنیا. من با آوردنت به این دنیا، تجربه درد و رنج را به تو بخشیدم. باید از تو عذرخواهی کنم به خاطر همه آن چیزهایی که میخواستی اما به آن ها دست پیدا نکردی. باید از تو عذرخواهی کنم به خاطر همه گریه هایت. باید به خاطر تمام خشونت ها، جنگها، ظلمها وناعدالتی های جهان از تو عذرخواهی کنم.که اگر من نبودم و اگر من اینقدر خودخواه نبودم، تو هیچوقت از تجربه و دیدن این چیزها رنج نمی بردی. 

اما با این همه باید بگویم که زندگی زیباست. امیدوارم که یک روز بتوانی خودت این را به تجربه درک کنی. آری، برای من که تو را به این دنیا آوردم، زندگی زیباست حتی اگر پر از درد و رننج باشد. ما آدم­ها دوران کودکی را سپری میکنیم. در هر شرایطی که باشیم از کودکیمان لذت میبریم. میخندیم و بازی می­کنیم. از بازی کردنمان لذت می بریم؛ اما این بازی کردن فقط مختص دوران کودکی نیست، همه آدمها در هر سنی که هستند با کار کردنشان به نحوی بازی میکنند. البته بازی کردن در کودکی و در بزرگسالی قدری فرق می کند. آدم‌ها وقتی سنشان بالا می رود بازی می کنند تا از فکر چیزی به نام "مرگ" خلاص شوند.

در ادامه دوران کودکی، روزی خواهد رسید که به جنس مخالفت جور دیگری نگاه کنی. روزی خواهد رسید که با دیدن دیگری قلبت تندتر بزند و احساسی از شرم را درونت تجربه کنی. آنگاه است که بلوغ را تجربه می­کنی. در ادامه بلوغ امیدوارم روزی برایت فرارسد که عشق را تجربه کنی. میدانی، عشق یک نام دارد اما تجربه‌اش به تعداد آدم­هایی که پا به این کره خاکی می­گذارند متفاوت بوده و خواهد بود. تجربه عشق از ما آدم‌ها چیز دیگری می‌سازد. نگاهمان را نسبت به جهان تغییر می‌دهد؛ و یادمان می‌دهد به جهان جور دیگری نگاه کنیم.

چیزهای دیگری هم هست، مثلاً اینکه هیچ‌وقت دوست نداشته و نخواهم داشت که تو پاسخی باشی بر خودخواهی­ها و نداشته­های من. همیشه دوست داشتم استعدادهایت را کشف کنم و با تمام وجودم تو را به راهی سوق دهم که از گشودن بال‌هایت در آن راه لذت ببری. این‌طوری تو می‌توانی بدون سعی و تلاش و فقط با تجربه لذت به‌جایی برسی که آرامش را نصیبت کند.

در ابتدای این نوشته از تو عذرخواهی کردم؛ و باز یادآور می‌شوم که باوجود همه این خوبی­ها و زیبایی‌ها در جهان رنج خواهی برد و شاید به تعبیری انسان بودن یعنی تجربه درد و رنج؛ اما باز می‌گویم که در برابر رنج‌ها تجربه شادی و لذت هم هست. احتمالاً تو هم با من هم‌عقیده خواهی بود که شاید این جهان بهترین جهانی نیست که خداوند می‌توانست خلق کند؛ اما امید دارم که با آمدن و رفتن تو از این زندگی، جهان (حتی به‌اندازه یک سرسوزن) به‌جای بهتری برای زندگی تبدیل شود.

  • ۹۴/۰۶/۲۷
  • امیرحا فظ

زندگی

نظرات (۴)

اینایی ک گفتی امیرحافظ بهترین چیزهایی هستند ک میتونی واقعن به فرزندت بگی .. و خوشبحال اون فرزند معصوم و پاکی که پدرش تو باشی...
مراقب دلت باش همینطور خوبی هات امیرحافظ :)
سلام امیرحافظ
خیلی خوشحال شدم و محظوظ شدم
چه رنگ آبی قشنگی پاشیدی رو این کلمات و حس ها
مرحبا به تو
من هم فرزند اوری رو یه امر غیر اخلاقی میدونستم...
و حالا یه فرزند دارم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی